شهرداری اصفهان، افغانیهای مقیم ایران،
جامعه ای بیمار و نظامی فاشیستی بنام جمهوری اسلامی
ماجرای ممانعت از ورود و شرکت افغانیها در پارک کوهستانی صفه در مراسم سیزده بدر اصفهان بار دیگر پرده از دردهای مزمنی که کشور ما از آن رنج میبرد، برداشت. جامعه ای که تحت سلطه هیولایی بنام جمهوری اسلامی نمودهای مدنیت و انسانیت آن بیش از سی سال است از هر طرف در هم کوبیده شده است. یکی از نتایج فاجعه بار این وضعیت تضعیف همبستگی انسانی بوده است که از نمودهای بارز آن ضدیت با گروههای انسانی و اجتماعی ‘ضعیفتر’ از جمله افغانهای مقیم کشور ما میباشد. جامعه ای که بجای ایجاد همبستگی انسانی و مبارزاتی جهت آرمانهای مشترک طبقاتی و اجتماعی، به ابزارهایی در دست حاکمیت تبدیل میشود و آنگاه که باید از این همه پلشتی و جنون به طغیان سر بر آورد، سکوت پیشه میکند و تک صداهای برآمده آنچنان ضعیف و بی پژواک هستند که انگار آب از آب تکان نخورده است. بایستی اذعان کرد که چنین بیماری مختص ایران نیست و در میان کشورهای منطقه و بویژه در کشورهایی که چند ملیتی هستند در رابطه با لایه های پایینی جامعه و بویژه جوامع مهاجر و پناهنده به انحاءمختلف خود را نشان میدهد.
این نوشته تلاشی است برای نشان دادن گوشه هایی از آنچه بر پناهندگان افغانی میگذرد، سیاستهای دولت ایران، نیروهای مختلف سیاسی و اجتماعی و بویژه مسئولیت جامعه روشنفکری، کارگری و نهادهای مدنی از نگاه نویسنده.
اکنون تقریبا همگان از ماجرای دستور مسئول کمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفرهای نوروزی شهر اصفهان که اعلام نمود ‘ به منظور رفاه شهروندان ، نیروهای این کمیته با همکاری پلیس امنیت و اداره اماکن در روز ۱۳ فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری می کنند’ اطلاع دارند. اعلام و اجرای چنین سیاست کثیفی قبل از هر چیز بازتاب تداوم و تعمق رویکرد نژادپرستانه، تبعیض گرا و ضد انسانی حکومت جمهوری اسلامی در رابطه با پناهندگان افغانی در ایران میباشد.
Continue reading →