پلنگ در لباس ملنگ

پشم سالار

کننـــــد همجنس با همجنس پرواز – سیــــاف و اسماعیــل گشته دمسـاز

دو نیروی شقـــــاوت دو شـرارت – ندارند شهـــــرتی جز قتل و غارت

یکی ریشوی دیگرهم ازین دســت – چو ضلع ســـــومی گردیده پیوست

به یـــــاد دارم از ایـــــام تحصیـــل – سیاف راکی بودی این قال واین قیل

نه ریش ونی لبــــاس زهد نه دستار – نه ثروت نی چنین رفتـار و کردار

چو شد زنگیی زر،سازش دگر کرد – زبهر مصلحــــت جامه بـــدل کرد

نداشتند ثـــــروت و نی مکنت و جا – کنـــــون گشتند زقارون هم دو بالا

به پای اجنبــــــی گـــــردیده اند خم – به پاس دالــر ودینـــار و درهــــم

بنــــــام دین نمودند قتـــــل وغارت – جهــــــاد شان نبود جز بهر ثروت

طمــــــع و آز شــــــان افتـــاده بالا – کنـــــون خواهند مقام صدر و والا

همــی خواهــــند زمام ملک افغان – که چرخ شـــان بود دایم به دوران

همی گویند کنون ازعدل وانصاف – فریب و خدعه است ازبهر اهداف

کف دستش بـــــود شمشیر اســلام – نه اسلامش بود مطلـــب سرانجام

اگر خونریز نباشد نیســــت سیاف – نــــــدای صلح باشد حرف گزاف

چو حیـــــوان درنده تشنه درخون – فتـــــــاده درکمین ازبهر شبخـون

نــــــدارند معرفـــت از بهر تیمار – روانشـــــان بهر شر افتاده بیمـــار

ازین سرمه که آزمودید یک بـار – گنــــــاه است گر بیازمایید دگر بار

بری گـوید ز رنج و درد و ملت – نمــی شاید ازین بیش وهم وغفلت

ف.بری

گرامی داشت از ياد غبار فرزند آزاديخواه وطن

23 februari 2014
‫غبار یک آزادی خواه مبارز بود

زمستان سال ۱۳۵۶ میر غلام محمد غبار مورخ، روزنامه نگار، روشنفکر وآزادی خواه نستوه رخ در نقاب خاک کشید.
برای گرامی‌داشت یاد او گفتگویی داشتیم با داکتر سید عسکر موسوی- استاد دانشگاه وپژوهشگر.
متن این گفتگو را در این‌جا می‌خوانید.
۸صبح: شخصیت غبار چگونه شکل گرفت و چطور به فکر تاریخ‌نگاری افتاد؟
داکتر عسکر موسوی: ما از زندگی خصوصی غبار چیزی نمی‌دانیم. شاید تنها کسی‌که در این باره می‌تواند چیزی بگوید، جناب حشمت خلیل غبار است که روزگار غربت را در امریکا می‌گذراند. آن‌چه می‌شود به‌طور کلی گفت، این است که شادروان غبار از جای و جایگاهی متاثر است که سخت دچار دگرگونی‌های ویژه‌ی آن گاهان شده بود. شهر کهنه‌ی کابل، کانون تلاقی اندیشه‌هایی بود که مشروطه‌خواهان اول بازیگران اصلی آن بودند و ملی‌گرایی که تازه به‌عنوان یک آرمان‌خواهی نو از غرب به کابل رسیده بود، برای شاه و گدای آن دوره، بسیار جذاب بود. دگرگونی‌های محلی، منطقه‌ای و جهانی، جنبش روشنگری نوگراهای مانند طرزی، گروه حبیبه، مشاهده تبعیض و ناکارآیی دولت‌مردان حاکم، مشاهده‌‌ی ستمگر، ستم‌دیده و ستمگری با شور و شوق جوانی از یک‌سو، و کارکردن در سفارت افغانستان در آلمان، هرچند برای مدت کوتاه، باعث شکل‌گیری شخصیت او شد. بحث ملی‌گرایی یا ناسیونالیسم در آن روزگار سخت جذاب بود، دولت‌مردان و مثلا منورالفکرهای کابل را نیز به رقص آورده بود، و به‌گونه‌ای بحث جستجوی هویت تاریخی را نیز به‌میان کشیده بود. هرچند این اندیشه‌ها وارداتی و از پس‌لرزه‌های دو انقلاب عظیم در اروپا بود، اما در نبود هیچی‌ها و پوچی‌های کارگزاران سیاسی، بسیار به روز، جذاب و هیجان‌انگیز بود. انقلاب ۱۷ اکتبر روسیه و رابطه‌ی خوب کابل و مسکو، یکی از بسترهای این هیجان‌ها بود. احتمالا رفتن غبار به آلمان و کار در سفارت افغانستان، فکر هویت تاریخی را در او تحریک کرده باشد. یادمان نرود که آلمان در آن روزگار مرکز جهانی افکار ناسیونالیستی بود که نوعی سوسیالیسم نیز در کنار آن دیده می‌شد. خوب، من و شما هم که تحت تاثیر آن شرایط قرار بگیریم- و هر بچه‌ی جهان پس‌مانده نیز- تحت تاثیر قرار می‌گیریم. از همین‌رو غبار در نامه‌ای می‌نویسد که او نیاز به هویت ملی را در کشف هویت تاریخی می‌بیند و می‌خواهد تاریخ افغانستان و افغانستان تاریخی را به‌گونه‌ی نو- کم از کم در آن زمان- به نگارش بگیرد. پس به فکر تاریخ‌نگاری می‌افتد.
Continue reading

زيگنال خطر

23 februari 10:39

‫افغانستان دوباره پناهگاهی برای تروریست‌ ها می‌شود

بررسی‌ های جدید نشان می‌دهد که احتمالا پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در پایان‌ سال جاری میلادی، این کشور دوباره به پناهگاهی برای تروریست‌ها تبدیل می‌شود.

به گزارش ایسنا، براساس این گزارش که به درخواست کنگره آمریکا و توسط موسسه تحقیقات سی‌ان‌ان تهیه شده است، پس از خروج آمریکا از افغانستان طالبان به دنبال افزایش فشار و تسلط خود بر کابل خواهد بود.

براساس این گزارش، احتمال طالبان در 16-2015 فشار بیشتری به نیروهای امنیتی افغانستان در نواحی روستایی وارد خواهد آورد، کنترل و نفوذ خود بر نواحی تخلیه شده توسط نیروهای ائتلافی را گسترش خواهد داد و در مناطق شهری نیز حملات گسترده‌ای را آغاز خواهد کرد. همچنین طالبان احتمالا بین سال‌های 2016 تا 2018 نیز مبارزات نظامی شدید و خشن‌تری را صورت دهد.
Continue reading

مولوی عبدالرقيب تخاری کی بود؟

مولوی عبدالرقیب از اعضای برجسته طالبان و وزیر سابق امور مهاجرین در زمان حاکمیت طالبان بود که چند روز پیش در حالی که در تلاش برای برگزاری مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان در دبی بود در شهر پیشاور پاکستان ترور شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، مولوی عبدالرقیب وزیر امور مهاجرین رژیم طالبان دوشنبه در شهر پیشاور پاکستان هدف گلوله افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و کشته شد.
جسد وی روز سه شنبه مورخ 29/11/92 توسط بالگردهای ارتش افغانستان به زادگاه‌اش در منطقه کلفگان ولایت تخار در شمال افغانستان منتقل و در همانجا به خاک سپرده شد.

عبدالرقیب که از قوم ازبک افغانستان بود در زمان حاکمیت طالبان جذب این گروه شد و وظایف مختلفی را در تشکیلات طالبان انجام داد.

این عضو برجسته طالبان زمانی وزیر امور مهاجرین و مدتی نیز جزو اعضای شورای مرکزی طالبان بود.

عبدالرقیب پس از سرنگونی حاکمیت طالبان مانند سایر فرماندهان عالی‌رتبه این گروه راهی پاکستان شد. وی تا قبل از سال 2010 جزو هسته مرکزی طالبان افغان در پاکستان به شمار می‌رفت اما زمانی که معتصم آغاجان وزیر سابق دارایی و رئیس کمیسیون امور سیاسی طالبان مورد خشم این گروه واقع شد و در سال 2011 در شهر کراچی هدف قرار گرفت، عبدالرقیب نیز مورد بی‌مهری شورای مرکزی طالبان واقع شد.

با این وجود بازهم مولوی عبدالرقیب از فعالیت‌های تروریستی یا به زعم خود آنان جهادی دست نکشید؛ گفته می‌شود که بیشتر حملات تروریستی در شمال افغانستان توسط حلقه عبدالرقیب تنظیم می‌شد.
Continue reading

رهبران طالبان را چی کسی به قتل ميرسانند

20 februari 13:57

‫رهبران بلند رتبه طالبان در پاکستان توسط چه کسی به قتل می رسند؟روزنامه والستریت ژورنال چاپ امریکا در مقالهء در این باره می نویسد: مولوی عبدالرقیب در پروسه صلح افغانستان یک رهبر مهم طالبان و یک شخص متعهد به صلح به شمار میرفت و قتل او امکان دارد تردید را در حل سیاسی افغانستان به میان آورد.
روزنامه والستریت ژورنال می نویسد، این معلوم نیست که رهبران بلند رتبه طالبان در پاکستان توسط چه کسی به قتل می رسند؟ آیا این کار استخبارات پاکستان و یا افغانستان بوده و یا نتیجه اختلافات درونی در صفوف طالبان می باشد؟
تا حال کسی مسوولیت قتل مولوی رقیب را به عهده نگرفته است. حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و طالبان هر دو قتل مولوی رقیب را تقبیح کردند.
والستریت ژورنال می نویسد، سخنگوی طالبان در اعلامیه ای کشته شدن مولوی عبدالرقیب را محکوم و گفته است که دشمن با ترور مجاهدین به اهداف اش نخواهد رسید.
روزنامه می افزاید، مولوی رقیب با یکی از رهبران طالبان بنام آغا جان معتصم ارتباط نزدیک داشت که با حکومت رییس جمهور کرزی در پروسه صلح فعالیت می کرد و او چندین بار به دوبی سفر کرده بود.
روزنامه والستریت ژورنال در ادامه می نویسد، آغاجان معتصم در پروسهء گفتگو صلح با حکومت افغانستان از ملاعمر رهبر طالبان اجازه نگرفته بود.
روزنامه می نویسد، قبل از این نصرالدین حقانی یکی از رهبران شبکه حقانی در ماه نوامبر سال گذشته، در اسلام آباد نزدیک منزل اش توسط افراد مسلح ناشناس کشته شد و در ماه دسمبر دو تن از رهبران طالبان بنام نورالله هوتک و ملا عبدالمالک در کویته به قتل رسیدند
در مورد قتل مولوی عبدالرقیب ژورنالیست سمیع یوسفزی در صفحهء انترنتی وکاتیف دات کام یک مقالهء تحلیلی را به نشر سپرده که در بخش از آن آمده است:
دوستان و رفقای مولوی رقیب می گویند که او اخیراً به این نتیجه رسیده بود که افغانان قربانی های زیادی را متحمل شده و در افغانستان خون زیاد ریخته است او از جنگویان طالبان خواسته بود که در افغانستان از خونریزی بیشتر جلوگیری کنند.
نویسنده در ادامه این مقاله می نویسد، مولوی رقیب از طرف طالبان افراطی تهدید شده بود، اما او به فعالیت اش در پروسه صلح دوام می داد و در همین ارتباط به عربستان سعودی ترکیه و دوبی سفرهای داشت.
در ادامه این مقاله آمده است، مولوی رقیب یک هفته قبل جلسهء شورای پشاور طالبان را زمانی مختل کرد که در مورد محل زندگی ملاعمر معلومات خواسته شد.
ملا عمر از سال 2001 به این سو به انظار نرسیده و حتی طالبان متعهد نیز در مورد مرگ و زندگی وی شک دارند.
نویسنده از قول دوستان و نزدیکان مولوی رقیب می نویسد، او به شورای پشاور گفته بود که افغانان عادی و جنگجویان طالب باید بدانند که ملا عمر زنده است و بر او اضاع حاکم است.
به گفتهء نویسنده اگر محل بود و باش ملا عمر معلوم نباشد تحریک طالبان ممکن از هم بپاشد. این سخنان مولوی رقیب رهبران طالبان را خشمگین ساخت.‬